close
چت روم
مطالب جالب و باפـال

به وبلاگ من خوش اومدید

جستجو

اطلاعات کاربری

    عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    فراموشی رمز عبور؟

    عضویت سریع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو
مطالب پربازدید
مطالب تصادفی
مکان تبلیغات

وقتی از درد به خود می پیچیدم

همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی

و سالهاست من هنــــــــوز

 

رقاص پردرد خیابانهایم

 


دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند

دکتر شریعتی


 از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد

دکتر شریعتی


در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست...

دکتر شریعتی


روزگاریست که شیطان فریاد می زند: آدم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. 

دکتر شریعتی


در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است!

دکترشریعتی


ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست.

دکترشریعتی


 زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم.

 دکترشریعتی


 


ازآجیل سفره عید،

چند پسته ی لال مانده است!

آنها که لب گشودند،خورده شدند

آنها که لال ماندند،میشکنند...

دندانساز راست میگفت:

 

پسته ی لال،سکوتش دندان شکن است...

 

خدایا ، دوست بدار آنهایی را كه دوستشان داریم و نمی دانند.


برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هممی تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند


دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد … کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند … و این رنج است …

 

(دکتر علی شریعتی)


 

آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

(دکتر علی شریعتی)


خدایا به من زیستنی عطا کن

که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است

حسرت نخورم

و مردنی عطا کن

که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم


 

خدایا من در کلبه حقیرانه خود کسی را دارم که تو در ارش کبریایی خود نداری

منچون تویی را دارم

 

وتو چون خود نداری

امام معصوم(ع)


 

… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را …


 

سرمایه های هر دلی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.


 

خداوندا به هر کس که دوست میداری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر کس که دوست میداری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.


 

هر انسان کتابی است در انتظار خواننده اش.


اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست.او جانشین همه نداشتن هاست.نفرین و آفرین هابی ثمر است.اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد توتنهای مهربان و جاوید و آسیب ناپذیر من هستی.ای پناهگاه ابدی !

 

تو میتوانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.


باور نمی کنم

هرگز باور نمی کنم که سال های سال همچنان زنده ماندنم به طول انجامد. یک کاری خواهد شد. زیستن مشکل است و لحظات چنان به سختی و سنگینی بر من گام می نهند و دیر می گذرند که احساس می کنم خفه می شوم. هیچ نمی دانم چرا؟

اما می دانم کس دیگری در درون من پا گذاشته است و اوست مرا چنان بی طاقت کرده است. احساس

می کنم دیگر نمی توانم در خود بگنجم و در خود بیارامم و از بودن خویش بزرگتر شده ام

و این جامه بر من تنگی می کند. این کفش تنگ و بی تا بی قرار!

عشق آن سفربزرگ! آه چه می کشم!

 

چه خیال انگیز و جان بخش است این جا نبودن.


معشوق من چنان لطیف است

که خود را به « بودن » نیالوده است

که اگر جامه ی وجود بر تن می کرد

 

نه معشوق من بود . . .


 

چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد… این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.


 


 

 وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است


 اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است


 

· اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است


 

 وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم


 

 

 

گر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری


 

“… علی‌ گفته‌ است‌ که‌: “گروهی‌ بهشت‌ می‌جویند، اینان‌ سود‌جویان‌اند و طماع‌، گروهی‌ از دوزخ‌ بیم‌ دارند و اینان‌ عاجزند و ترسو، و گروهی‌ بی‌طمع‌ بهشت‌ و بی‌بیم‌ دوزخ‌اش‌ می‌خواهند عشق‌ بورزند، و اینان‌ آزادگان‌اند و آزاد”. عشق‌ چرا؟ عشق‌ تنها کار بی‌چرای‌ عالم‌ است‌، چه‌، آفرینش‌ بدان‌ پایان‌ می‌گیرد، نقش‌ مقصود در کارگاه‌ هستی‌ اوست‌. او یک‌ فعل‌ بی‌برای‌ است‌. غایت‌ همه‌ غایات‌ عالم‌ “برای‌” نمی‌تواند داشت‌…”


 

نانوایی که به عشق مردم نان می پزد، از تنورهم به نور می رسد.


درباره : طنز , مطالب جالب , مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

برچسب ها : جملات زیبا , جملات ناب , دکتر شریعتی ,
بازدید : 42
تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 زمان : 18:27 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

عزیـــــز من!

عزاداریِ محرم ، فقط سینه زنی و گریـــه برای حسین(ع) نیست!

.

.

بیندیش که یزید و شمـــر فقط سال 61 هجری نبود

 

بی نهایتــــــ اند  آدم نام های بی رحمی در همین قرن 21 !

 

ظلم فقط بستن آب به روی طفلان صغیر نیست…

 

عزادار کودکان و زنان آواره سوری و عراقی باش که اسیر جاه طلبی های مزدوران شدند

 

گریه کن به حال عاشورای امـــــروز …

 

گریه کن و بیندیش به اوضاع و احوال این روزهای مان

 

گریه کن به ویرانی دلِ شکسته یکــــــــ جوان بیکار

 

اشکـــــــ بریز به حال ِ زار کارگر دست شکسته ای که

پزشک جراح  شرط درمانش واریز زیرمیزی اوست!

 

گریه کن برای  تبعیض ها … تفاوت ها … فواصل طبقاتی

 

گریه کن و بیندیش به آشنابازی های افــــراد به ظاهر قانون مند

 

عزا بگیر برای دختران و پسران جامعه امروزی و همیشه سـر در گـوشی!!!

 

بیندیش به آینــــده نوجوان مان که درگیرِ وایبر، لاین ،فیس و هزاران شبکه اجتماعی دیگرست…

 

گریه کن به غربتــــــــ آقایمان در پشت پرده غیبت…

 

عزادار حسینی! محرم فقط شام و ناهار خوردن هیئتـــــــ نیست

 

عاشورا هر روز در دل پدر پیر ، سر سفره خالی شام اتفاق می افتد…

================

بی فرهنگـــــ ها دلگیر نشوند!

 

اما فرهنگ عاشورا کمر خم شدنِ رفتگر  پیر محله ، برای پاکسازیِ خیابان از ظروفـــ نذری نیست!

 

یادت باشد شربت نذری به کـام رفتگر شهرداری تلـــــــخ نشود


اندکـــــــی بیندیش

 

عزادار واقعی باش 

 

از اعمـاق وجودت در هـر لحظه اربابتـــــ حسیـــن را لبیکــــــــ بگو

 

زیرا که هر روزِ تــــو عاشـــوراست و هرجایی که هستی کربلاستـــــــ

 

کوفه اینجاستـــــــ

 

کربلا همین جاست در دل تو

 

خواهی یزیـد شوی یا حـُـــــر…

 

خــــــود دانی …!

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 33
تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 زمان : 20:53 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

امام زمان(عج)-مناجات محرمی

 

بیا با هم خدامان را بخوانیم

به حق مادرت زهرا بخوانیم

کنار علقمه این جمعه، مولا

به جای ندبه؛ عاشورا بخوانیم

*****

ما که از عشق حسین (ع) دم میزنیم
کوچه ها را رنگ ماتم میزنیم
پس چرا هر لحظه با رفتار خود
بر دل صاحب زمان (عج) غم میزنیم

*****

چاره ی دیگری نبود... 
باید تو در خون خودت دست و پا می زدی
 تا ما در نادانی هایمان دست و پا نزنیم..

 

 

 

 

 

 

 

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 40
تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 زمان : 20:46 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

امام حسين (ع) و ياران او

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد. (1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 147. 148)

2-علامه اقبال لاهوري

۳- (پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11)

 

 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 32)

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 31
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:39 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

علت نامگذاري اين ماه و حرمت ويژه آن در ميان مسلمانان

تاسيس تاريخ براي مسلمانان در زمان خلافت خليفه دوم مسلمين و با مشورت علي (ع) در سال شانزدهم هجري صورت گرفته است. مبدا تاريخ را هجرت پيامبر و ماه نخست آن را محرم، سالي كه هجرت روي داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاري اين ماه آن بود كه در ايام جاهليت، جنگ در اين ماه را حرام مي دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجري كاروان حضرت امام حسين (ع) وارد كربلا شد و سپاهيان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شد در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم مي باشد او و يارانش را به شهادت رساندند. پيشواي هشتم شيعيان امام رضا (ع) در خصوص اين ماه فرمود: در جاهليت، حرمت اين ماه نگاه داشته مي شد و در آن  نمي جنگيدند ولي در اين ماه، خونهاي ما را ريختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پيامبر را دربارة ذريه اش رعايت نكردند. .... آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي در «مراقبات» نوشته است:«كودكانم را مي ديدم كه در دهة نخست ماه محرم غذا نمي خوردند و به نان خالي اكتفا مي كردند كسي هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان مي كنم عشقي دروني آنان را برمي انگيخت (2) به همين دليل ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است و فرا رسيدن آن دلها را پر از غم مي سازد و پيروان و شيفتگان امام حسين (ع) از اول محرم، محافل و مجالسي را سياهپوش كرده، به ياد آن امام شهيد به عزاداري مي پردازند.... (3)

1-(تاريخ تحليلي اسلام/ دكتر شهيدي/ ص130)
2-(پيام آورعاشورا/ مهاجراني/ص 11)
3-(با اندكي دخل و تصرف/ فرهنگ عاشورا جواد محدثي/ ص 406)

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 36
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:39 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

روزهاي محرم

 

 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا، هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقيل عليه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( وروديه )

روز سوم محرم : حضرت رقيه عليها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب عليهم السلام - طفلان زينب عليهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن عليهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن عليه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علي اصغر عليه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علي اکبر عليه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام - حضرت زينب عليها السلام و شام غريبان

روز يازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 24
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:37 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

داستانهایی از کربلا( وای که چقدر قشنگه: حتما بخونیا) 

دزدى با نام امام حسين عليه السلام

از مرحوم سيد احمد بهبهانى نقل شده : در ايام توقفم در كربلا حاج حسن نامى در بازار زينبيه ، دكانى داشت كه مهر و تسبيح مى ساخت و مى فروخت . معروف بود كه حاجى تربت مخصوصى دارد و مثقالى يك اشرفى مى فروشد.

روزى در حرم امام حسين عليه السلام حبيب زائرى را دزدى زد و پولهايش ‍ را برد. زائر خود را به ضريح مطهر چسبانيد و گريه كنان مى گفت : يا اباعبداللّه در حرم شما پولم را بردند، در پناه شما هزينه زندگيم را بردند. به كجا شكايت ببرم ؟

حاج حسن مزبور حاضر متأ ثر شد و با همين حال تأ ثر به خانه رفت و در دل به امام حسين عليه السلام گريه مى كرد.

شب در خواب ديد كه در حضور سالار شهيدان به سر مى برد به آقا گفت : از حال زائرت كه خبر دارى ؟ دزد او را رسوا كن تا پول را برگرداند.

امام حسين فرمود: مگر من دزد گيرم ؟

اگر بنا باشد كه دزدها را نشان دهم بايد اول تو را معرفى كنم .

حاجى گفت : مگر من چه دزدى كردم ؟

حضرت فرمود: دزدى تو اين است كه خاك مرا به عنوان تربت مى فروشى و پول مى گيرى . اگر مال من است چرا در برابرش پول مى گيرى و اگر مال توست ، چرا به نام من مى دهى ؟

عرض كرد: آقا جان ! از اين كار توبه كردم و به جبران مى پردازم .

امام حسين عليه السلام فرمود:

پس من هم دزد را به تو نشان مى دهم . دزد پول زائر، گدايى است كه برهنه مى شود و نزديك سقاخانه مى نشيند و با اين وضعيت گدايى مى كند، پول را دزديد و زير پايش دفن كرد و هنوز هم به مصرف نرسانده .

حاجى از خواب بيدار مى شود و سحرگاه به صحن مطهر امام حسين عليه السلام وارد مى شود، دزد را در همان محلى كه آقا آدرس داده بود شناخت كه نشسته بود.

حاجى فرياد زد: مردم بياييد تا دزد پول را به شما نشان دهم . گداى دزد هر چه فرياد مى زد مرا رها كنيد، اين مرد دروغ مى گويد، كسى حرفش را گوش ‍ نداد. مردم جمع شدند و حاجى خواب خود را تعريف كرد و زير پاى گدا را حفر كرد و كيسه پول را بيرون آورد.

بعد به مردم گفت : بياييد دزد ديگرى را نشان شما دهم ، آنان را به بازار برد و درب دكان خويش را بالا زد و گفت : اين مالها از من نيست حلال شما. بعد تربت فروشى را ترك كرد و با دست فروشى امرار معاش ‍ مى كرد.

 

الوقايع و الحوادث : ج 3، ص 334 و حكاياتى از عنايات حسينى : ص 34 .

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:36 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

احترام امام زمان به تربت سيّدالشهدا عليهما السلام

 

يكى از بانوان مؤمنه پرهيزگار به نام خديجه ظهوريان فرزند عباسعلى كه هم اكنون قريب نود سال از عمر با بركت خود را پشت سر گذاشته و با آنكه نزديك ده سال است بر اثر سكته از پا در آمده و با كمك عصا خود را به اين سو و آن سو مى كشاند نماز جماعتش ترك نمى شود، نقل مى كند: حدود سى سال قبل مهر تربتى را كه خود از كربلا آورده بودم كثيف شده بود، آن را بردم در آب روان (آب خيابان وسط شهر مشهد مقدس ) شستشو دادم و در ميان سطل گذاشته برگشتم ، روبروى مسجد دوازده امامى ها كه رسيدم با خودم گفتم خوب است مهر را بر گردانم ، تا وقتى كه به منزل مى رسم طرف ديگرش نيز خشك شود، مهر را كه برگردانيدم بر اثر خيس بودن طرف زيرين مهر، قدرى تربت به انگشت بزرگم چسبيده انگشتم را به ديوار روبروى مسجد ماليده و رفتم 

شب در خواب ديدم آقاى بزرگوارى كه به ذهنم رسيد حضرت حجة بن الحسن امام زمان - ارواحنا فداه - هستند، سرشان را به همان جاى ديوار كه ذكر شده گذاشته و به من مى فرمايند: ((اينجا تربت جدّم حسين عليه السلام را ماليده اى !))

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 28
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:35 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()
  • زمين كربلا 

    شبى در عالم رؤ يا ديدم كه رفته ام به زيارت همان قبرها، ناگهان شنيدم هاتفى به زبان فارسى مى گويد: خوشا به حال كسى كه در اين زمين مقدس ( كربلا) مدفون شود، اگر چه با هزاران گناه باشد از هول قيامت سالم مى ماند، و هيهات كه از هول قيامت سلامت باشد، كسى كه در اين زمين دفن نشود.مرحوم جنّت مكان حاج حسين نورى در دارالسلام خود نقل كرده است كه در كتاب كلمه طيّبه از مرحوم ميرزا سيد على صاحب شرح كبير كه مى فرمايد: من عصرهاى پنجشنبه مواظبت داشتم به زيارت قبرهائى كه در اطراف خيمه گاه است .

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:33 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 خاك حسين در دست پيامبر (ص )

در روايت اهل سنت و شيعه مستندا نقل شده است كه امّ سلمه همسر پيامبر (ص ) مى گويد:

روزى رسول خدا (ص ) مشغول استراحت بودند كه ديدم امام حسين عليه السلام وارد شدند، و بر سينه پيامبر(ص ) نشستند، حضرت رسول (ص ) فرمودند: مرحبا نور ديده ام ، مرحبا ميوه دلم ، چون نشستن حسين عليه السلام بر سينه پيامبر (ص ) طولانى شد، پيش خودم گفتم ! كه شايد پيامبر(ص ) ناراحت شوند ،و جلو رفتم ، تا حسين عليه السلام را بر دارم .

حضرت پيامبر (ص ) فرمودند: امّ سلمه تا وقتى كه حسينم خودش ‍ مى خواهد بگذار بر سينه ام بنشيند، و بدان كه هر كس باندازه تار مويى حسينم را اذيّت كند مانند آن است كه مرا اذيّت كرده است .

امّ سلمه مى گويد: من از منزل خارج شدم ، و وقتى باز گشتم به اتاق رسول خدا(ص ) ديدم پيامبر (ص ) گريه مى كند، خيلى تعجّب كردم ! و عرض ‍ كردم يا رسول اللّه خداوند هيچگاه تو را نگرياند، چراناراحتيد؟ ملاحظه كردم و ديدم حضرت پيامبر(ص ) چيزى در دست دارد، و بدان مينگرد و مى گريد. جلوتر رفتم و ديدم مشتى خاك در دست دارد.

سؤ ال كردم يا رسول اللّه اين چه خاكى است كه تو را اين همه ناراحت مى كند. رسول اكرم (ص ) فرمودند:

اى امّ سلمه الان جبرئيل بر من نازل شد و عرض كرد كه اين خاك از زمين كربلا است . و اين خاك فرزند تو حسين عليه السلام است كه در آنجا مدفون مى شود.

يا امّ سلمه بگير اين خاك را و بگذار در شيشه اى ، هر وقت كه ديدى رنگ خاك به خون گرائيد، آنوقت بدان كه فرزندم حسين عليه السلام به شهادت رسيده است .

امّ سلمه مى گويد: آن خاك را از رسول خدا(ص ) گرفتم كه بوى عطر عجيبى ميداد. هنگامى كه امام حسين عليه السلام بسوى كربلا سفر كردند، من نگران بودم و هر روز به آن خاك نظر مى كردم ، تا يك روز ديدم كه تمام خاك تبديل به خون شده است و فهميدم كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيده اند. لذا شروع كردم به ناله و شيون كررم و آن روز تا شب براى حسين گريستم ، آن روز هيچ غذا نخوردم تا شب فرا رسيد، از شدّت ناراحتى و غصّه خوابم برد.

در عالم خواب رسول خدا (ص ) را ديدم ، كه تشريف آوردند ولى سر و روى حضرت خاك آلود است ! و من شروع كردم به زدودن خاك وغبار از روى آن حضرت و عرض كردم يا رسول اللّه (ص ) من بفداى شما، اين گرد و غبار كجاست كه بر روى شما نشسته است .

فرمود: امّ سلمه الان حسينم را دفن كردم !،

تحفة الزّائر مرحوم مجلسى ص 168.

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 34
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:32 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

مشتى از خاك كربلا در دست على عليه السلام  

حرثمه مى گويد: چون از جنگ صفين همراه على عليه السلام برگشتيم ، آن حضرت وارد كربلا شد. و در آن سرزمين نماز خواند. آن گاه مشتى از خاك كربلا برداشت و آنرا بوئيد سپس فرمود:

واها لك يا تربة ليحشرنَّ منك قوم يدخلون الجنّة بغير حساب

آه اى خاك ! حقّا كه از تو مردمانى برانگيخته شوند كه بدون حساب داخل بهشت گردند.

وقتى حرثمه به نزد همسرش كه از شيعيان على عليه السلام بود بازگشت ماجرائى را كه در كربلا پيش آمده بود براى وى نقل كرد، و با تعجب پرسيد: اين قضّيه را على عليه السلام از كجا و چگونه مى داند؟

حرثمه مى گويد: مدتى از ماجرا گذشت . آنروز كه عبيدالله بن زياد لشگر بجنگ امام حسين عليه السلام فرستاد، من هم در آن لشگر بودم .

هنگامى كه به سرزمين كربلا رسيدم ناگهان همان مكانى را كه على عليه السلام در آنجا نماز خواند و از خاك آن برداشت و بوييد ديدم ، و شناختم و سخنان على عليه السلام به يادم افتاد.

لذا از آمدنم پشيمان شده ، اسب خود را سوار شدم و به محضر امام حسين عليه السلام رسيدم ، و بر آن حضرت سلام كردم و آنچه راكه در آن محل از پدرش على عليه السلام شنيده بودم ، برايش نقل كردم امام حسين عليه السلام فرمود:

آيا به كمك ما آمده اى يا به جنگ ما؟

گفتم : اى فرزند رسول خدا! من به يارى شما آمده ام نه به جنگ شما!

امّا زن و بچّه ام را گذارده ام و ازجانب ابن زياد برايشان بيمناكم . امام حسين عليه السلام اين سخن را كه شنيد فرمود:

حال كه چنين است از اين سرزمين بگريز كه قتلگاه ما را نبينى و صداى ما را نشنوى . بخدا سوگند! هر كس امروز صداى مظلوميّت ما را بشنود و به يارى ما نشتابد، داخل آتش جهنّم خواهد شد.

 

بحارالانوار ج 44 ص 255.

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 39
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:31 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

تابوت مرد عاصى و غبار كربلا 

مرحوم تاج الدّين حسن سلطان محمد( رضوان اللّه تعالى عليه ) در كتاب خود مينويسد :

در بغداد مرد فاسقى بود كه هنگام احتضار وصيّت كرده بود كه مرا ببريد نجف اشرف دفن كنيد شايد خداوند مرا بيامرزد و بخاطر حضرت امير المومنين عليه السلام ببخشد.

چون وفات كرد قوم و خويشان او حسب الوصيّة او را غسل داده و كفن نمودند و در تابوتى گذاردند و بسوى نجف حمل كردند.

شب حضرت امير عليه السلام به خواب بعضى از خدّام حرم خود آمدند، و فرمودند: فردا صبح نعش يك فاسق را از بغداد مى آورند كه در زمين نجف دفن كنند، برويد و مانع اين كار شويد! و نگذاريد او را در جوار من دفن كنند.

فردا كه شد خدّام حرم مطهّر يكديگر را خبر كردند، رفتند و در بيرون دروازه نجف ايستادند، كه نگذارند كه نعش آن فاسق را وارد كنند، هر قدر انتظار كشيدند كسى را نياوردند.

شب بعد باز در خواب ديدند حضرت امير عليه السلام را كه فرمود: آن مرد فاسق را كه شب گذشته گفتم نگذاريد وارد شوند فردا ميآيند، برويد و به استقبال او، و او را با عزّت و احترام تمام بياوريد و در بهترين جاها دفن كنيد. گفتند: آقا شب قبل فرموديد نگذاريد و حالا ميفرمائيد بهترين جا دفن شود!؟

حضرت فرمود: آنهايى كه نعش را مى آوردند، شب گذشته راه را گم كردند، و عبورشان به زمين كربلا افتاد، باد وزيد خاك و غبار زمين كربلا را در تابوت او ريخته از بركت خاك كربلا و احترام فرزندم حسين عليه السلام خداوند از جميع تقصيرات او گذشت او را آمرزيد و رحمت خود را شامل حالش ‍ گردانيده است .

 

تحفة المجالس - انوار آسمانى ص 104.

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 29
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 20:30 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

امام حسن عسگرى عليه السلام و زوّار كربلا و خراسان

روايت شده كه روزى دو نفر از محّبان ، يكى از زيارت خراسان و ديگرى از زيارت كربلا به شهر سرمن راى (سامرّا) وارد مى شدند پس احوالات را به خدمت امام حسن عسگرى عليه السلام معروض داشتند آن حضرت ، آن دو را پيشواز كردند، امّا در وقت مراجعت آن حضرت پياده تشريف مى آوردند، يكى از اصحاب عرض كرد:

يابن رسول اللّه اسب سوارى موجود است چرا سوار نمى شويد، فرمودند: به خود گوارا نمى بينم كه دوستان و محبّان ما پياده باشند و من سوار شوم ، پس با همان حال با آن دو نفر به خانه ايشان تشريف آوردند.

آن حضرت به ايشان نظر مبارك مى كرد و مى گريست به حدّى كه عرض ‍ كردند: يابن رسول اللّه سبب گريه شما چيست ؟

فرمودند: سبب گريه من اين دو نفر زائر هستند، وقتى به زائر خراسان نظر ميكنم جدّم امام رضا عليه السلام به خاطرم مى آيد كه در ولايت غريب ، بى كس و تنها به او زهر دادند و جگر مباركش را پاره پاره نمودند و احدى نبود تا او را يارى و دلدارى نمايد.

و وقتى به اين زائر مى نگرم به خاطرم ميرسد كه جدّم سيّدالشهداء(ع ) كه در روز عاشورا با لب تشنه و جگر سوخته و بى كس و تنها در ميان اهل ظلم و جفا با بدن پاره پاره بر روى خاك و ريگهاى كربلا افتاده بود و درميان اهل ظلم كسى نبود كه يارى اش كند پس هر كس كه يارى و اعانت زوّار ما را كند گويا ما را اعانت و يارى كرده است .

 

كتاب مفتاح الجنّه 

درباره : مذهبی , ماح محرم ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 26
تاریخ : یکشنبه 04 آبان 1393 زمان : 19:54 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

 

اس ام اس ماه محرم

 

عالم همه قطره و درياست حسين ، خوبان همه بنده و مولاست حسين ، ترسم كه شفاعت كند از قاتل خويش ، از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسين

 

اس ام اس ماه محرم

 

عالم همه محو گل رخسار حسين است ، ذرات جهان درعجب از كار حسين است . داني كه چرا خانه ي حق گشته سيه پوش ، يعني كه خداي تو عزادار حسين است

 

اس ام اس ماه محرم

 

آبروي حسين به كهكشان مي ارزد ، يك موي حسين بر دو جهان مي ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست ، گفتا كه حسين بيش از آن مي ارزد

 

اس ام اس ماه محرم

 

ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض ميكنم

 

اس ام اس ماه محرم

 

اي وجودت عشق را معناي حسين عالمي يك قطره تو دريا حسين فرا رسيدن ماه محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت مي گم

 

 

تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


ادامه مطلب
درباره : مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : چهارشنبه 30 مهر 1393 زمان : 21:58 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

امروز جمعه نیست ...

 

 

 " آقای " من ...

 

قرار نیست که فقط غروبهای " پنجشنبه " تا غروب " جمعه "

 

سراغت را بگیریم ...

 

قرار نیست فقط " جمعه ها " انتظار " ظهورت " را بکشیم ...

 

آری ...

 

" شنبه " هم می شود از " دوریت " ناله سر داد ...

 

" یکشنبه " هم می شود " انتظارت " را کشید ...

 

" دوشنبه " هم می شود دنبال " گمشده " گشت ...

 

 " سه شنبه " هم می شود با " آقا " درد دل کرد ...

 

" چهار شنبه " هم می شود به خاطر " آقا " گناه نکرد ...

 

یا بن الحسن

 

دوریت " درد " بی " درمان " است

 

 ای " پسر فاطمه "

 

امروز " جمعه " نیست اما ... " دلم " برایت " تنگ " است 

 

السلام علیک یا ابا صالح المهدی ( عج )

درباره : طنز , عکس های جالب , مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 24
تاریخ : جمعه 25 مهر 1393 زمان : 22:58 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()
همچنان صدای پیامبر اکرم(ص) به گوش می‌رسد که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» تا پیام ولایت تا روز قیامت ابلاغ شود، برای این روز بزرگ اعمالی از جمله عقد اخوت و اطعام دادن توصیه شده است.
به گزارش تسنیم عید غدیر خم که همان بزرگ‌ترین جشن عالم فرا رسیده است و مسلمانان به خصوص شیعیان امیرالمؤمنین(ع) خود را برای برگزاری هر چه با شکوه‌تر آن آمده می‌کنند،‌ هجدهم ماه ذی‌الحجه که یادآور ابلاغ پیام امامت و ولایت به آحاد جامعه اسلامی است را عیدالله اکبر و عید آل محمد(ص) هم گفته‌اند که از جایگاه بسی عظیم برخوردار است به گونه‌ای که اعمالی متفاوت از سایر اعیاد دیگر برای آن توصیه شده است،‌آنچه در ادامه می‌آید تنها گوشه‌ای از اعمال عید غدیرخم است:...

ادامه مطلب
درباره : مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393 زمان : 9:58 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

sms veladate emam hadi اس ام اس و پیامک ولادت امام هادی (ع)

15 ذی الحجه، سال روز ولادت اسوه طهارت و پیشوای هدایت، حضرت علی بن محمد الهادی علیه السلام

مبارک باد. 

.

.

.

ماجرای شیرانی که در برابر امام هادی(ع) زانو زدند

در پانزدهم ذی‌الحجه سال 212 هجری قمری در مدینه کودکی پا به عرصه حیات گذاشت که نور چشم نهمین ستاره آسمان ولایت و امامت بود، کودکی که نامش را همانند جد اعلایش علی گذاشتند تا در آینده هادی امت جدش رسول خاتم(ص) باشد.

حضرت علی النقی دهمین پیشوای شیعیان در شرایطی به امامت رسید که شیعه در تنگنای تاریخی خود از نظر ظلم و جور خلفای عباسی قرار داشت، اما این امام همام در راستای نهادینه کردن امامت و مسأله مهدویت، دو هدیه گرانبها را برای جامعه مسلمانان به یادگار گذاشت، زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه که بی‌شک می‌تواند لقب دائرة‌المعارف شیعه را به خود اختصاص دهد.

کنیه امام هادی(ع) ابوالحسن است، هر چند برخی ایشان را ابوالحسن ثالث مى‌‏خوانند، مشهورترین لقب امام علی بن محمد(ع) ناصح، متوکل، فتاح، نقى، مرتضى و هادی است، به مناسبت میلاد سراسر نور پاره‌تن جوادالائمه(ع)، حضرت علی النقی(ع) سه روایت از زندگانی ایشان در ادامه می‌آید:

*برای روزها نقشی در حکم خدا قائل مشو

روزی به حضور امام رسیدم، آن روز انگشتم ضربه دیده بود، تصادف کرده بودم و به دوشم آسیب رسیده بود، در جنجال و ازدحامی وارد شده و لباس‌هایم را پاره کرده بودند، گفتم: خدا شر تو (روز) را از سر من کوتاه کند، عجب روز بدی هستی؟!

امام هادی(ع) فرمودند: تو هم این حرف را می‌زنی، با اینکه با ما رفت‌وآمد داری، گناه خود را به گردن بی‌گناهی می‌افکنی؟! حسن گفت: با شنیدن این جمله، عقل به سرم برگشت و فهمیدم اشتباه کردم، گفتم: مولای من از خدا استغفار و طلب آمرزش می‌کنم.

امام فرمودند: گناه روزها‌ چیست که شما هر وقت به مکافات اعمال خود می‌رسید، به آن‌ها دشنام می‌دهید، گفتم: ای فرزند رسول خدا! برای همیشه توبه می‌کنم، فرمودند: به خدا این دشنام‌ها سودی به شما نمی‌بخشد، بلکه خداوند به خاطر اینکه بی‌گناهی را سرزنش می‌کنید مجازاتتان می‌کند، ای حسن! مگر نمی‌دانی پاداش و کیفر در دنیا و آخرت به دست خداست.

گفتم: چرا مولای من! فرمودند: دیگر تکرار نکن و برای روزها نقشی در حکم خدا قائل مشو، گفتم: مولای من چشم!(1)

*چگونه امام هادی(ع) متوکل را به گریه واداشت

متوکل طاغوت ستمگر و خودسر بر مسند غرور و خلافت تکیه زده بود، آخرهای شب کنار سفره شراب مشغول عیش و نوش بود که به دژخیمان خود دستور داد به خانه امام هادی(ع) بروند و او را به بهانه اینکه در خانه او اسلحه وجود دارد، دستگیر و به نزد او بیاورند.

دژخیمان شبانه بدون اطلاع قبلی به خانه امام هجوم آورده، حجره‌ها را گشتند، چیزی از اسلحه نیافتند، و دیدند امام(ع) گلیم ساده‌ای را روی ریگ‌های زمین انداخته و بر آن نشسته،‌ قرآن می‌خواند، امام را در حالی که لب‌هایش به تلاوت قرآن حرکت می‌کرد، نزد متوکل آوردند.

متوکل که پیاله شراب در دست داشت، با دیدن امام به احترام او برخاست و به ایشان عرض کرد: اشعار بگو تا مجلس بزم ما رونق بیشتری یابد. امام(ع) فرمود: من کمتر شعر گفته‌ام. متوکل بسیار اصرار کرد: سرانجام امام این اشعار را خواندند:

(ترجمه ابیاتی از اشعار) «چه انسان‌ها که بر قله کوه‌ها برای حفاظت خود خانه‌های محکم ساختند اما آن کوه‌ها آنان را بی‌نیاز نکرد و ایشان از بلندی به گودال قبرها فرو افتادند و به راستی در چه جایگاه پستی قرار گرفته‌اند؟!

آنگاه منادی قبر بر آنان فریاد زد: که چه شد آن همه زیورها و تاج‌ها و چه شد لباس‌های زربفت و چه شد آن چهره‌های متنعم که در برابر آن‌ها پرده‌ها و حجاب‌ها و نگهبان‌ها قرار داشت، قبر به این سؤال پاسخ داد: این چهره‌ها محل تاخت و تاز کرم‌ها شده‌اند، آری! مدت طولانی خوردند و نوشیدند، ولی اینک خود خوراک شدند».

متوکل با شنیدن این اشعار زار زار گریست، حاضران نیز گریستند، قهقهه و ساز و آواز تبدیل به گریه و شیون شد،‌ متوکل دستور داد امام را با احترام به منزل خود برگردانند.(2)

*شیرانی که در برابر امام هادی(ع) زانو زدند

زنی به نام زینب کبری ادعا کرد که من زینب دختر علی بن ابیطالب هستم، او را نزد متوکل آوردند، متوکل حضرت هادی(ع) را احضار کرد که او را مجاب کند، حضرت فرمود: دروغ می‌گوید، زیرا اگر او راست بگوید باید درندگان گوشت او را نخورند، برای اینکه گوشت اولاد فاطمه بر درندگان حرام است.

متوکل که دنبال بهانه‌ای برای نابودی حضرت هادی(ع) می‌گشت از حضرت خواست که خود آن بزرگوار نزد درندگان و شیرهایی که خود متوکل نگهداری می‌کرد، برود، حضرت قبول کرد و رفت و شیران با کمال تواضع اطراف آن بزرگوار را گرفتند و حضرت آنان را نوازش می‌کرد، چون حضرت از نزد شیران به سلامت آمد، آن زن به دروغ خود اقرار کرد و خواستند او را پیش شیران بیندازند که مادر متوکل شفیع او شد.(3)

*پی‌نوشت‌ها:

1-تحف العقول، ص 71 و 72

2-مروج الذهب، ج3، فصول المهمه،‌ ص 263.

3- بحار الانوار، ج ۵۰ ص ۱۴۹ ح ۳۵ 

درباره : داستان , مذهبی , امام علی النقی (ع) ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 34
تاریخ : جمعه 18 مهر 1393 زمان : 22:10 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

روز عيد قربان از اعياد مهمّ اسلامى است. اين روز يادآور اخلاص و بندگى حضرت ابراهيم(عليه السلام)در برابر پروردگار خويش است، آن جا كه فرمان حق براى ذبح اسماعيل صادر شد، و ابراهيم آن بنده فرمانبردار خداوند آماده اجراى اين فرمان شد و اسماعيل را به قربانگاه برد و كارد بر حلقومش نهاد، ولى ندايى رسيد كه اى ابراهيم از عهده اين آزمون الهى برآمدى! دست نگهدار كه فرمانبردارى خويش را به درستى اثبات كرده اى. 


جبرئيل همراه با «قوچى» فرود آمد و ابراهيم آن را قربانى كرد، و سنّت قربانى در منا از آن روز برقرار شد، اين روز، روز عيد و خوشحالى و سرور است. زيرا علاوه بر اين كه بنده اى مخلص از آزمونى دشوار، سربلند بيرون آمد و بندگى خويش را در پيشگاه خداى بزرگ ثابت كرد، گروه عظيمى از بندگان مخلص خدا به او تأسّى جسته، به زيارت خانه خدا مى شتابند و مراسم منا و از جمله، قربانى را انجام مى دهند....

 


ادامه مطلب
درباره : داستان , طنز , مطالب جالب , مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 25
تاریخ : شنبه 12 مهر 1393 زمان : 11:51 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین، نور دیده زهرا(س)
سپهر دانش و بینش، امام محمد باقر(ع) تسلیت باد . . .

.

.

زمین و آسمان ای شیعه در حزن و غم است امشب
همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب
امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون
مدینه غم سرا از این غم و زین ماتم است امشب
التماس دعا

.

.

کسی که بود شکافنده‌ی تمام علوم
هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم
سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله
وصّی پنجم تو کشته شد، ولی مظلوم

درباره : مذهبی , امام محمد باقر (ع) ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 24
تاریخ : پنجشنبه 10 مهر 1393 زمان : 15:7 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

نام مبارك امام پنجم محمد بود .

لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ,بدين جهت كه : درياى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .

القاب ديگرى مانند شاكر و صابر و هادى نيز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنيه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .

بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسين ( ع ) ميرسيد .

پدرش حضرت سيدالساجدين , امام زين العابدين , على بن الحسين ( ع ) است .

تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدينه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكى بود كه به

چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد ...


 


ادامه مطلب
درباره : داستان , مذهبی , امام محمد باقر (ع) ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 26
تاریخ : پنجشنبه 10 مهر 1393 زمان : 14:56 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

شرح ماجرای ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) از زبان امام رضا(ع)

 

حضرت رضا(ع) فرمود: پدرم از پدرش جعفر بن محمّد و آن حضرت از پدر خود از جدّ بزرگوار خویش(ع) نقل فرمود که:

حضرت على(ع) فرمود: تصمیم به ازدواج گرفتم، ولى جرأت نمى‌کردم، این‌ مطلب را به حضرت رسول(ص) عرض کنم و مدتى این موضوع شب و روز در فکرم بود تا اینکه روزى بر حضرت رسول(ص) وارد شدم و آن حضرت‌ فرمودند: اى علی!

عرض کردم: بفرمایید اى رسول خدا!

فرمود: آیا میل و رغبتى به ازدواج دارى؟

عرض کردم: رسول خدا خود داناتر است و گمان بردم ‌حضرت یکى از زنان قریش را به عقد من درآورند و من از اینکه فرصت ازدواج‌ با فاطمه را از دست دهم، نگران بودم و متوجّه نشدم که چه شد که حضرت مرا صدا زدند و در خانه ام‌ سریع به خدمتشان رسیدم...


بدو بدو ادامه مطلبو ببین که این داستانو از دست بدی نصف زندگیت به هدر رفته

 


ادامه مطلب
درباره : داستان , مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 36
تاریخ : جمعه 04 مهر 1393 زمان : 20:54 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()

 

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺯﻫﺮﺍﺳﺖ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺨﺎﻭﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛

« ﻣﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﺩﯼ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺿﯿﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ» ؛

ﻣﺮﺗﻀﯽ ﺑﺮ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺑﺮﻣﺮﺗﻀﯽ !!! 

ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟! 

ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺸﺮ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﮐﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺍﺳﺖ ؛

ﻣﺮﺗﻀﯽ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺪ ، ﺯﻫﺮﺍ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ؛

ﺭﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭﺵ ﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ؛

ﺭﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﭼﺎﺩﺭﺵ ؟!..

ﺁﺭﯼ.ﺷﻔﺎﻋﺖ ﻣﯽ ﮐﻨد ..

درباره : مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 33
تاریخ : جمعه 04 مهر 1393 زمان : 20:50 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

عاقد: خدا

شاهد: رسول خدا (ص)

دفتر: لوح محفوظ

مکان: عرش

عروس: کوثر

داماد: حیدر

 

سالروز ازدواج آسمانیشان مبارک

***

ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﭘﺎﮐﺘﺮﯾﻦ، ﺯﻻﻟﺘﺮﯾﻦ، ﺷﺎﺩﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻫﺴﺘﯽ

ﻣﺒﺎﺭﮐﺒﺎﺩ

***

ﻣﻈﻬﺮ ﺍﺣﺴﺎﻥ ﻭ ﺟﻮﺩ ﺧﺎﻟﻖ ﯾﮑﺘﺎ ﻋﻠﯿﺴﺖ 

 ﻧﻮﺭ ﺑﺨﺶ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺟﻬﺎﻥ ﺁﺭﺍ ﻋﻠﯿﺴﺖ

ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﮐﻞ ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺯ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻬﺎ 

 ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻫﻤﺴﺮﯼ، ﺯﯾﺒﻨﺪﻩ ﯼ ﺯﻫﺮﺍ ﻋﻠﯿﺴﺖ

ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻗﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﺳﺖ 

 ﺑﺮﭘﺎ ﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﻡ ﺷﻌﻒ ﺫﺍﺕ ﺧﺪﺍﺳﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ﺑﻪ ﺧﺮﺩ ﭼﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ 

 ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺳﺖ

ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﺎﺩ

***

ﺑﺮ ﺍﻭﺝ ﻣﺤﺒﺖ ﻋﻠﯽ ﺍﻭﺟﯽ ﻧﯿﺴﺖ / ﺩﺭ ﺑﺤﺮ ﺑﺠﺰ ﮐﺮﺍﻣﺘﺶ ﻣﻮﺟﯽ

ﻧﯿﺴﺖ

ﺩﺭ ﮐﻞ ﻣﻤﺎﻟﮏ ﻭ ﻣﺬﺍﻫﺐ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ / ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻋﻠﯽ ﻭ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻭﺟﯽ

ﻧﯿﺴﺖ

ﺳﺎﻟﺮﻭﺯ ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﺒﺎﺭﮎ

***

درباره : مذهبی ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

بازدید : 31
تاریخ : جمعه 04 مهر 1393 زمان : 20:31 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 

خورشید سپهر عدل و داد است جواد / سر لوحه دفتر رشاد است جواد

در جود و سخا کسی به پایش نرسد / چون مظهر جود حق جواد است، جواد  . . .

 

 

شهادت مظلومانه جوانترین شمع هدایت و نهمین بحر کرامت، تسلیت و تعزیت

 

درباره : مذهبی , امام محمد تقی (ع) ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 29
تاریخ : چهارشنبه 02 مهر 1393 زمان : 22:2 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | لینک ثابت | نظرات ()

 به مناسبت شهادت امام محمد تقي علیه السلام

شناسنامه امام محمد تقی علیه السلام

مقام:امام نهم
نام: محمّد
لقب: جواد، التقی
کنیه: ابو جعفر
نام پدر: علی
نام مادر: خیزران
روز ولادت(ه ق): 10 رجب سال 195 ه ق
مکان ولادت:مدینه-عربستان سعودی
سلاطین زمان تولّد: محمّد امین
مدت امامت(ه ق): 17 سال
مدت عمر(ه ق): 25 سال
روز شهادت(ه ق):  30 ذیقعده سال 220 ه ق
فرمانروایان زمان:معتصم
قاتل: معتصم
محل دفن: کاظمین-عراق
فرزند پسر: 4
فرزند دختر:7

 

لطفا به ادامه مطلب مراجه کنید 


ادامه مطلب
درباره : مذهبی , امام محمد تقی (ع) ,
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

بازدید : 23
تاریخ : چهارشنبه 02 مهر 1393 زمان : 21:24 | نویسنده : シ GąZąN∱Aŗ 98 シ | نظرات ()
آخرین مطالب ارسالی
موضوعات
لینک دوستان
کاربران